رنگـین‌کـلـآم                                        می‌رسد روزی به دست مستحق
            خُـرده‌کـلـآمهای سعید                                                       جان من! ننویس غیر از حرف حق
تغییر در پخش اخبار
نحوه پخش اخبار تغییر می‌کند/ روزنامه جام جم 20-7-88

به دلیل استقبال بالای مردم از بخش اخبار، صدا و سیما قصد دارد با
بهره‌گیری از آخرین متد و روشها، نحوه‌ی پخش خبر را در دو بخش شکلی و
محتوایی تغییر دهد:

من حدس می‌زنم تغییرات چنین باشد که؛ در بخش شکلی روی سر مجری کلاه بوقی
بگذارند چون بدین شکل هنگام خوااندن خبر، شاخ مجری دیده نمی‌شود.
در بخش محتوایی هم بنظرم؛ دروغها ببخشید! خبرها را گنده‌تر پخش می‌کنند چون
دروغ ببخشید! خبر هر چه گنده‌تر باشد، پذیرش آن راحت‌تر است و مخاطبین بهتر
اقناع می‌شوند.

خوشا آندم که بازجو از در آیه
بالاخره بازجو از پرده درآمد. وقتی بازجو از پرده درآمد باباطاهر عریان از فرط خوشی به پرده در رفت و گفت:

خوشا آندم که بازجو از در آیه
همه غمهای عالم از سر آیه

گل و پروانه و شمع و غم یار
همه با هم ز خایه در در آیه

بهای «خوش به حالی»
در این مملکت گل و بلبل خدا نکند از چیزی خوشت بیاید. خدا نکند یک لحظه
«خوش به حالت» شود. خدا نکند حتی یک لحظه احساس «خوش به حالی» پیدا کنی.
لاکردار آسمان و زمین و تمام نیروهای منفی دست به یکی می‌کنند تا حالت را
بگیرند.
امضا برای ایرج میرزا
بیانیه‌ی جمعی از طنزپردازان در اعتراض به اقدام موهن شهرداری مشهد

    شهرداری مشهد نام بلوار «ایرج میرزا» را در این شهر تغییر داده است و در توجیه اقدام خود بر روی پرده‌ی بزرگی، در یکی از معابر، اطلاعیه‌ای را منتشر نموده که از آن برداشتی جز عدم آگاهی از شاخصه‌های فرهنگی و ادبی چیز دیگری استنباط نمی‌شود. آنچه بیش از تغییر نام بلوار تاسف‌برانگیز است، توضیحات نامناسب، ناآگانه و اهانت‌آمیز درباره‌ی این چهره‌ی ادبی است.

    ادبیات محل بازآفرینی و انعکاس واقعیات جامعه است. این انعکاس در آثار بسیاری از چهره‌های کهن و معاصر کشور به چشم می‌خورد. با دیدگاه شهرداری مشهد باید نام بسیاری از خیابان‌ها، میادین و ابنیه را در سطح کشور تغییر داد. زیرا که سعدی، مولانا، عبید زاکانی و بسیاری دیگر از ستارگان ادبیات ایران در آثار خود نکاتی را انعکاس داده‌اند که ممکن است با سلیقه‌ی کسانی همخوانی نداشته باشد. اما معیار رویارویی با مفاخر فرهنگی نباید سلیقه‌ی فردی یا گروهی در یک محدوده‌ی مکانی و زمانی باشد. میزان اعتبار فرهنگی هر شخصیتی در عرصه‌ی ناخود‌آگاه جمعی و تاریخی یک ملت تعیین می‌شود.

    ما جمعی از طنزپردازان ضمن اظهار تاسف از این اقدام غیرفرهنگی و اعتراض به آن، از شهرداری و شورای شهر مشهد می‌خواهیم از این پس در مواجهه با مفاخرکشور با احتیاط و آگاهی بیشتری روبرو شود و ضمن بازگرداندن نام «ایرج میرزا» به این بلوار، بخاطر اقدام ناصواب و ناصحیح خود عذرخواهی نمایند.
شیر برنج
مطلب زیر را از اینجا کش رفتم:

يكي به كور مادرزاد گفت: «هيچ تا به حال شيربرنج خوردهای؟»
جواب داد: «نه، اصلاً من نميدونم شيربرنج چه شكليه.»
گفت: «يه چيزيه سفيد.»
جواب داد: «سفيد چيه؟»
گفت: «سفيد رنگ غازه.»
جواب داد: «غاز چه شكليه؟»
يارو انگشتهاشو راست كرد و نوكاشو به هم چسبوند و مچ دستشو كج كرد، مختصر، دستشو شكل غاز نمود و دست كوره را گرفت و ماليد به دست خودش.
گفت: «غاز يه همچو شكلي داره.»
كوره همين كه دستش به دست گنده و زبر يارو خورد، خودشو عقب كشيد و گفت: «نه جانم! من شير برنج به اين كلفتی نخورده‌ام.»
حالا به جون همهتون، اونايی هم كه خواستن به ما كور و كچلها، مشروطه و حكومت ملی را حالي كنن، همين كار رو كردن و درست همون قدر ما از مشروطه و آزادی سر درآورديم كه اون كوره از شيربرنج...